امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

یه مهمونی با دوست جونت

جیییییییگر طلام ٣٠ آبان،من و شما به اتفاق فامیل بابایی رفتیم خونه عمه بابایی(عمه فاطی). اونجا با پارسا که میشه نتیجه عمه فاطی خیلی بازی و شیطنت کردین و من از فرصت استفاده کردم و ازتون چند تا عکس خوشگل گرفتم.   قربون جفتتون برم که انقده نازین. ...
19 آذر 1390

فرشته ای که رفت

عزیز دل مامان روز ١٣ آبان اولین سالگرد فوت مادر جون هم گذشت. تو خیلی خیلی کوچولو بودی که ما مادرجونو از دست دادیم ،عزیزم نمی دونی که چه فرشته ای بود.هم من هم بابایی عاشقش بودیم و هستیم. مادرجون هم تورو خیلی خیلی دوست داشت و همیشه قربون صدقت میرفت. روز سالگردش همگی رفتیم بهشت زهرا و براش خیرات کردیم.البته روز قبلش رفتیم خونه دایی تقی و اونجا به خیر مادر جون غذا درست کردیم و پخش کردیم. خدا واقعا رحمتش کنه،من که همیشه میگم که مادرجون نعمتی بود که خدا ازمون گرفت.   تو هم برای آمرزشش دعا کن. ...
19 آذر 1390

پوزش

با هزار بار شرمندگی سلام عشقم. عزیز دلم منو به خاطر این همه تاخیر ببخش. آخه دلیل داشت.دلیل اول به خاطر خراب شدن کامپیوتر دایی جونه ،دلیل دوم هم به خاطر شروع شدن ایام محرم. قربونت برم بهت قول میدم همه چیو برات بنویسم بدون اینکه چیزیو فراموش کنم. ...
19 آذر 1390

پا اوچولو

سلام یکی یه دونه وقتی ٢٥ روزه بودی ما به اتفاق خاله صدیقه اینا و مادر اینا به خاطر تغییر روحیه مامان رفتیم شمال واونجا خاله شمی دو تا عکس با حال ازت گرفته که من تازه دیدمشون. این عکس رو برات میزارم که وقتی بزرگ شدی ببینی که چقدر کوچولو بودی. و یه چیز جالب تر ... مربوط به انگشتای بالا پایینته که ما نمی دونیم به کی رفته. مامانی هنوزم پاهای اوچولویی داری. دردونه،گل گلخونه،یکی یه دونه عاشقــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم. ...
11 آبان 1390

یه عکس قدیمی

عزیز دلم این عکسا مربوط میشه به محرم پارسال که شما 6 ماهت بود و سقا شده بودی و طبق معمول با صدای حاج محمود هم خوابیده بودی. ببخشید که دیر عکستو گذاشتم .آخه انقدر عکس داری بعضیاش رو یادم میره مادرم. قربونت برم نفس طلام ...
30 مهر 1390

خواب ناز

گل پسریم این عکسا رو هم همین الان که تو خواب نازی هستی ازت گرفتم. قربونت برم خیلی نمکی می خوابی عشق کوچولوم. آخ فدات بشم من دلبرکم ...
30 مهر 1390

وای مُردم

سلام جیگر طلای من،عشق من،نفس من وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای منو تو امروز کُشتی. هر جا میرم میا منو صدا میزنی می گی: مامانا آخ که دیگه دارم غش می کنم،تا حالا منو این جوری صدا نزده بودی یا بهم میگفتی بابا یا با صداهای دیگه منو متوجه خودت میکردی . بعد از یک سال و نیم بالاخره منو به مامان اونم چه مامان گفتنی مامانا صدا کردی. عزیییییییییییییییییز دللللللللللم ...
30 مهر 1390

ویژه واسه بابایی

سلام بابا جونم این پست رو من یعنی امیرعلی واسه شما بابای خوبم مینویسم. بابا جون ما خیلی از شما ممنونیم که انقدر به فکر ما هستی و برای راحتیمون انقدر زحمت میکشی.   شما بهترین بابای دنیایی. دوست دارم یه عالمه ،هرچی بگم بازم کمه. ...
30 مهر 1390